مچ دست

مترادف

مفصل رادیوکارپال ، اولنا ، شعاع ، استخوان کارپال (Os navicularescaphoideum = اسکافوئید) ، استخوان مثلثی (Os triquetum) کارپال

معرفی

مچ دست مفصلی در دست پستانداران است که از چند قسمت جزئی تشکیل شده است مفاصل. در انسان مچ دست اصطلاحی است که برای توصیف مچ دست استفاده می شود:

  • مچ دست پروگزیمال: مفصلی بین شعاع و استخوان کارپال (Lat. Articulatio radiocarpalis)
  • مچ دست دور: مفصل بین دو ردیف کارپال استخوان ها (Lat

    Articulatio mediocarpalis)

  • مچ دست باقی مانده مفاصل: به مفهوم وسیع تر نیز به عنوان مچ دست شمرده می شوند. اینها اصطلاحاً تنگ هستند مفاصل (آمفیاتروز) ، که از مچ دست در تحرک پشتیبانی می کند ، اما خود به سختی متحرک است.

مچ دست از چند عدد تشکیل شده است استخوان ها. مهمترین استخوان مچ دست است سخن گفت (شعاع).

مچ دست شست را تشکیل می دهد. در کوچک انگشت از طرف دیگر ، قسمت کوچکی از مچ دست توسط زخم با فرآیند استایلوس تشکیل می شود (Processus styloideus ulnae). در طرف کارپال ، ردیف اول ریشه های کارپ ، به ویژه اسکافوئید و استخوان ماه ، مفصل - آنتاگونیست را تشکیل می دهد.

مچ دست توسط دستگاه رباط کپسولی رباط تثبیت می شود و دامنه حرکت آن محدود است. در پشت دست ، به اصطلاح extensor تاندون ها از طریق 6 محفظه تاندون به عنوان یک ریل راهنما عبور کنید. در سمت خم کننده ، همه تاندون ها همراه با اجرا کنید عصب مدیان در زیر رباط مچ دست (Ligamentum transversum carpi) از طریق اصطلاحاً تونل کارپ.

مچ دست مفصلی به اصطلاح بیضوی است (مفصل تخم مرغ با دو محور اصلی ، شبیه مفصل توپی). تمام مفاصل جزئی مچ دست به عنوان یک واحد عمل می کنند و حرکات پیچیده مچ دست را امکان پذیر می کنند. آنها خم شدن را به سمت کف دست (خم شدن کف دست) با حدود 80 درجه و کشش به سمت پشت دست (کشش پشتی) را با حدود 70 درجه امکان پذیر می کنند.

علاوه بر این ، مچ دست اجازه گسترش حرکات را می دهد (ربایش) به سمت انگشت شست (ربودن شعاعی) و به سمت کمی انگشت (آدم ربایی اولنار) تقریباً 30 تا 40 درجه

  • اولنا (اولنا)
  • صحبت (شعاع)
  • مچ دست
  • فرآیند قلم (Processus styloideus ulnae)
  • پای ماه (Os lunatum)
  • اسکافوئید (Os naviculare)